با وجود گسترش روابط سیاسی تهران و پکن، دادههای تجارت خارجی و سرمایهگذاری نشان میدهد وزن اقتصادی ایران در اقتصاد چین همچنان محدود است.
در مقابل، چین به یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران تبدیل شده و همین تفاوت، از شکلگیری نوعی رابطه اقتصادی نامتوازن میان دو کشور حکایت دارد.
روابط ایران و چین طی سالهای گذشته، بهویژه در دوره تشدید تحریمهای غرب، از اهمیت سیاسی و اقتصادی بیشتری برخوردار شده است.
با این حال، بررسی دادههای تجارت خارجی نشان میدهد افزایش اهمیت سیاسی این رابطه الزاماً به معنای افزایش جایگاه ایران در اقتصاد چین نبوده است.
چین در اقتصاد ایران یک شریک مهم تجاری محسوب میشود، اما ایران در مقایسه با حجم عظیم تجارت خارجی چین، سهم بسیار کوچکی دارد.
این تفاوت میتواند یکی از مهمترین نشانههای نامتوازن بودن روابط اقتصادی دو کشور باشد.
ایران در اقتصاد چین چه جایگاهی دارد؟
رقابت راهبردی چین با ایالات متحده، نیاز این کشور به منابع انرژی و تلاش برای حفظ زنجیرههای تأمین، از عوامل مهم شکلدهنده سیاست اقتصادی پکن هستند.
در این چارچوب، ایران عمدتاً بهعنوان یکی از منابع تأمین انرژی چین اهمیت پیدا کرده است.
نفت ایران به دلیل تحریمها و تخفیفهای مرتبط با شرایط فروش، برای برخی خریداران چینی جذابیت اقتصادی دارد.
با این حال، این مزیت به معنای آن نیست که چین برای تأمین انرژی خود به ایران وابسته است.
چین گزینههای متعددی برای تأمین انرژی دارد و همین مسئله قدرت چانهزنی تهران را در این رابطه محدود میکند.
تجارت با چین از دریچه آمار
دادههای Trade Map نشان میدهد مجموع واردات چین در سال ۲۰۱۳ حدود ۱.۹۴۹ تریلیون دلار بوده است.
در همان سال، واردات چین از ایران حدود ۲۵.۳ میلیارد دلار ثبت شد که معادل حدود ۱.۲۹ درصد از کل واردات این کشور بود.
در مقایسه، صادرات ایالات متحده به چین در همان سال بیش از ۱۳۳.۷ میلیارد دلار بود و سهمی حدود ۶.۸ درصدی از بازار وارداتی چین را در اختیار داشت.
با گذشت بیش از یک دهه، حجم اقتصاد و تجارت خارجی چین افزایش یافته است.
مجموع واردات چین در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۲.۵۷۹ تریلیون دلار رسید.
در همین سال، صادرات ایالات متحده به چین بیش از ۱۴۱ میلیارد دلار و سهم آن حدود ۵.۴ درصد گزارش شده است.
اما سهم رسمی ایران از بازار وارداتی چین کاهش یافته است.
بر اساس دادههای رسمی مورد استناد این گزارش، صادرات ایران به چین در سال ۲۰۲۵ کمی بیش از ۳ میلیارد دلار بوده که سهمی حدود ۰.۱۱ درصد از واردات چین را نشان میدهد.
برآوردهای داخلی رقم صادرات ایران به چین را در همین سال حدود ۱۴ میلیارد دلار اعلام میکنند.
حتی با پذیرش رقم بالاتر نیز سهم ایران از بازار چین حدود ۰.۵ درصد خواهد بود.
این فاصله میان آمارهای رسمی و برآوردهای داخلی را میتوان تا حدی ناشی از شرایط تحریمی و تفاوت در نحوه ثبت تجارت دانست.
با این حال، حتی بر اساس برآورد بالاتر نیز جایگاه ایران در تجارت خارجی چین همچنان محدود است.
تحریمها چگونه این رابطه را تغییر دادند؟
کاهش سهم ایران از بازار چین بهخصوص پس از خروج ایالات متحده از برجام و بازگشت تحریمهای ثانویه پررنگتر شد.
از سال ۲۰۱۹ به بعد، فاصله میان ظرفیت تجارت ایران با چین و حجم واقعی ثبتشده آن بیشتر نمایان شد.
در همین دوره، صادرات چین به جهان نیز افزایش قابل توجهی پیدا کرد.
مجموع صادرات چین از حدود ۲.۲۰۹ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۳ به حدود ۳.۷۷۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسید.
در مقابل، سهم ایران از صادرات رسمی چین در این دوره کاهش محسوسی داشته است.
این آمار نشان میدهد رشد تجارت چین الزاماً به افزایش سهم ایران منجر نشده است.
سبد صادرات ایران؛ مواد اولیه در برابر کالاهای صنعتی
ترکیب تجارت دو کشور نیز بخش دیگری از این رابطه نامتوازن را نشان میدهد.
بر اساس دادههای Trade Map، پلاستیک و مصنوعات آن در سال ۲۰۲۵ از مهمترین گروههای صادراتی ایران به چین بوده است.
از مجموع واردات حدود ۵۶.۴۸ میلیارد دلاری چین در این گروه، حدود ۱.۰۶ میلیارد دلار از ایران تأمین شده است.
سنگآهن نیز یکی دیگر از گروههای مهم صادراتی ایران به چین بوده است.
از واردات حدود ۲۶۹ میلیارد دلاری چین در این گروه، سهم ایران حدود ۰.۸ میلیارد دلار گزارش شده است.
مس و مصنوعات آن، آهن و فولاد، روی و آلومینیوم نیز در میان دیگر اقلام مهم صادراتی ایران به چین قرار دارند.
وجه مشترک بخش قابل توجهی از این محصولات، وابستگی آنها به مواد خام و کالاهای با ارزش افزوده نسبتاً پایینتر است.
در مقابل، چین طیف گستردهای از کالاهای صنعتی، ماشینآلات، تجهیزات، محصولات الکترونیکی و کالاهای مصرفی را به ایران صادر میکند.
چین برای ایران چه اهمیتی دارد؟
اگر جایگاه ایران در اقتصاد چین محدود است، وضعیت در جهت معکوس کاملاً متفاوت است.
چین در سال ۱۴۰۳ پس از امارات متحده عربی، دومین تأمینکننده بزرگ کالاهای وارداتی ایران بوده است.
میزان واردات ایران از چین در این سال حدود ۱۹.۳ میلیارد دلار گزارش شده که معادل ۲۶.۷ درصد از کل واردات ایران بوده است.
خودرو و نیروی محرکه، تجهیزات برقی و الکترونیکی، ماشینآلات، محصولات معدنی و فلزی و کالاهای شیمیایی و پلیمری از مهمترین گروههای وارداتی از چین بودهاند.
چین همچنین بزرگترین مقصد صادراتی ایران در همین سال بوده است.
ارزش صادرات ایران به چین در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۴.۸ میلیارد دلار اعلام شده است.
گاز، مواد پلیمری، سنگ و کنسانتره آهن و کاتد مس در میان مهمترین کالاهای صادراتی ایران به این کشور قرار داشتهاند.
بنابراین رابطه تجاری دو کشور از منظر ایران اهمیت بسیار بیشتری دارد.
چرا چین با وجود روابط سیاسی، سرمایهگذاری گستردهای در ایران نکرده است؟
محمدمهدی بهکیش، استاد اقتصاد، معتقد است تحریمهای ایران طی دو دهه گذشته موجب تقویت روابط تجاری با چین شده است.
به گفته او، چین در دوره تحریم یکی از معدود کشورهایی بود که همچنان نفت ایران را خریداری کرد.
با این حال، محدودیتهای بانکی و مالی باعث شد بخش قابل توجهی از مبادلات در قالب تهاتر کالا و خدمات یا سازوکارهای غیرمستقیم انجام شود.
این وضعیت هزینه تجارت ایران را افزایش داده و دسترسی کشور به بسیاری از کالاها و فناوریهای پیشرفته را نیز محدود کرده است.
بهکیش معتقد است تداوم این شرایط باعث شده ایران در مواردی به جای انتخاب کالا بر اساس کیفیت و بهرهوری اقتصادی، ناچار به انتخاب گزینههای ارزانتر باشد.
از این منظر، مسئله فقط حجم تجارت نیست.
کیفیت کالاهای وارداتی، انتقال فناوری و میزان ارزش افزوده ایجادشده در دو طرف نیز بخشی از ارزیابی واقعی روابط اقتصادی ایران و چین است.
چین در خلیج فارس چه میکند؟
مقایسه ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، تفاوت این رابطه را روشنتر میکند.
غلامرضا حداد، استاد روابط بینالملل، معتقد است چین در روابط خارجی خود بیش از هر چیز منافع راهبردی و اقتصادی را دنبال میکند.
چین برای حفظ رشد اقتصادی و رقابت با ایالات متحده به منابع انرژی متنوع نیاز دارد.
ایران یکی از این منابع است، اما تنها گزینه چین نیست.
در مقابل، ایران به دلیل تحریمها و محدودیت روابط با بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی، گزینههای محدودتری در اختیار دارد.
این وضعیت نوعی وابستگی نامتقارن ایجاد کرده است.
حداد با اشاره به سرمایهگذاری چین در بخش انرژی خاورمیانه میگوید چین در پنج سال منتهی به ۲۰۲۲ بیش از ۴۴ میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز منطقه سرمایهگذاری کرده و این رقم تا سال ۲۰۲۴ به حدود ۹۰ میلیارد دلار رسیده است.
عربستان، عراق و امارات در میان دریافتکنندگان اصلی این سرمایهگذاریها قرار داشتهاند.
در مقابل، سهم سرمایهگذاری واقعی چین در صنعت نفت و گاز ایران در همین دوره بسیار محدودتر بوده است.
چرا سرمایهگذار چینی محتاط است؟
یکی از پرسشهای مهم این است که چرا با وجود توافق همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، سرمایهگذاری چینی در ایران با انتظارات اولیه فاصله دارد.
بخشی از پاسخ را باید در محاسبات اقتصادی شرکتهای چینی جستوجو کرد.
سرمایهگذار، حتی در چارچوب روابط سیاسی دوستانه میان دولتها، ثبات مقررات، امکان انتقال پول، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بازار را در نظر میگیرد.
تحریمهای آمریکا نیز هزینه و ریسک فعالیت شرکتهای چینی در ایران را افزایش میدهد.
به همین دلیل، روابط سیاسی الزاماً به قراردادهای سرمایهگذاری بزرگ و پایدار تبدیل نمیشود.
چین ممکن است از همکاری با ایران در حوزههایی مانند انرژی منافع مشخصی به دست آورد، اما این الزاماً به معنای پذیرش ریسک سرمایهگذاری بلندمدت در اقتصاد ایران نیست.
نگاه خبرشناس
آمارهای تجارت ایران و چین تصویری متفاوت از روایت رایج درباره «شراکت راهبردی» دو کشور ارائه میدهد.
چین برای ایران یک شریک اقتصادی مهم است، اما ایران برای چین یکی از چندین شریک و تأمینکننده در یک اقتصاد بسیار بزرگ و متنوع محسوب میشود.
این تفاوت جایگاه، مهمترین نکتهای است که در تحلیل روابط اقتصادی تهران و پکن باید مورد توجه قرار گیرد.
ایران به دلیل تحریم و محدود شدن روابط اقتصادی با بخش بزرگی از جهان، وابستگی بیشتری به بازار چین پیدا کرده است.
چین اما همزمان میتواند انرژی، کالا، سرمایه و بازارهای جایگزین متعددی در اختیار داشته باشد.
بنابراین افزایش حجم تجارت با چین بهتنهایی نمیتواند نشانه موفقیت یک رابطه اقتصادی باشد.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، نوع تجارت، ارزش افزوده، انتقال فناوری، سرمایهگذاری مستقیم و میزان قدرت چانهزنی دو طرف است.
اگر صادرات ایران عمدتاً به مواد خام و کالاهای با ارزش افزوده پایین محدود بماند و در مقابل، واردات کالاهای صنعتی و فناوریمحور از چین ادامه پیدا کند، افزایش تجارت الزاماً به معنای ارتقای جایگاه اقتصادی ایران نخواهد بود.
از سوی دیگر، تجربه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نشان میدهد چین برای سرمایهگذاری در منطقه محدود به یک شریک سیاسی نیست و بر اساس منافع اقتصادی خود میان گزینههای مختلف انتخاب میکند.
در چنین شرایطی، راهبرد منطقی برای ایران صرفاً تعمیق رابطه با چین نیست.
تنوعبخشی به شرکای تجاری، کاهش هزینه مبادلات، بهبود محیط سرمایهگذاری و باز کردن مسیر انتقال فناوری میتواند قدرت چانهزنی ایران را در برابر چین و سایر شرکای اقتصادی افزایش دهد.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا چین شریک مهمی برای ایران است یا خیر.
پرسش مهمتر این است که چرا ایران برای چین هنوز به اندازهای که چین برای ایران اهمیت دارد، اهمیت اقتصادی پیدا نکرده است؟
منبع اولیه: روزنامه دنیای اقتصاد
دادههای مورد استناد: Trade Map، سازمان توسعه تجارت و منابع ذکرشده در گزارش
تنظیم و بازخوانی تحلیلی: خبرشناس



